X
تبلیغات
رایتل
نامه ... اشعار من
کودک من

قاب عکسی تکیه دارد بر دیوار

 

رخش زیباست ، هم قد قلب یک پرنده

 

پیراهن اش سفید

 

چشمانش سیاه

 

با نگاه خود بر رخ دیوار ترانه ای دمیده

 

شب تا سحر در آغوشش آرمیده

 

قلبش بوده

 

همسایه اش بوده

 

ستاره ی شب های تارش بوده

 

صفای چهره اش را در یک لبخند خندیده

 

****

 

با نگاه خود بر رخ دیوار

 

شیرین ترین قصه های مادر

 

خاطرات گم گشته پدر هم بوده

 

****

 

سرت گرم بازی ست کودک من

 

بازی کن در باغ گلهای بهارم

 

 

شعر: مرتضی قضائی پاکدهی

 

 

 

|+| نوشته شده در یکشنبه 2 دی‌ماه سال 1386 ساعت 11:54 ق.ظ توسط | 7 نظر