X
تبلیغات
رایتل
نامه ... اشعار من
خنده های عجیب

شعرم تقدیم به ..

 

با آنکه ..

من از خود گذشته ام

از وسوه های عبور بی تقصیر

عشوه های لبریز نگاهم با تو

                  هیچ جوابم نمی دهد

با آنکه ..

خورشید روزها می تابد

من از بام غرور

به یاد نوشته های سنگی

شب ها بر می خیزم

تا از ماه بجویم

            خنده های بلندت ..ای خورشید

هر کجا هستم

خنده های عجیب ات

روشن می کند

تاریکی شب های غریبم

پی نوشته :

خدایا .. با آنکه من از خود گذشته ام

دیگه عشوه هام اثری نداره

تو دیگه نگاهم نمی کنی

اما امیدوارم

خنده های عجیب تو

شب های تاریک منو روشن کنه

|+| نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 07:53 ق.ظ توسط | 6 نظر