X
تبلیغات
رایتل
نامه ... اشعار من
من و تو

ما دو تا بودیم کنار هم

 

من و تو ، با یک دریای لبخند

 

آه که دلم درد می کرد

 

همین امروز

 

کنار همین غم دیروز

 

شب مهتابی ، غم بی تابی ، گریه کردم

 

تو رفتی به همه جا ، از این کنارم

 

قطره قطره اشک می ریختم

 

قطره ها زاشک می دوختم

 

من بودم تنها و تنها ، در آغوش هر پرنده

 

تا ببینم از تو روئی ، تا ببینمت صد بار خنده

 

به دنبالت  دویدم ، تا بگویمت دوات کو ، میشه یکبار دیگه

 

تو نبودی ، نه پیش من ، نه پیش هیچ کس دیگه

 

 

کنار پنجره دلم شکسته بود ، تنگ خالی

 

بی صدا زمزمه کردم ، زمزمه ای  نه در حد کافی

 

اومدی از راه خیلی دور ، اما چه زود

 

راه ، بسیار بود !

 

فاصله ، دنیا بود !

 

خواهشم اینه ، با من بمون همیشه

 

 صد قسم ، بازی من تکرار نمی شه

 

دوست دار شما : مرتضی قضائی

 

 انتظار فرج....

|+| نوشته شده در پنج‌شنبه 24 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 08:57 ق.ظ توسط | 9 نظر