X
تبلیغات
رایتل
نامه ... اشعار من
برگ

کنارم لبریز از برگ بود

روی رشته ها ، پیش چشم من

زنجیری از خدای سبز بود

با انگشت خود زیر و رو می کردم تصویر خدا را

روح باغ از دیدنم کمی دلتنگ بود

آنجا خانه ی دوست بود

سرشار از تپش شاخ و برگ

هر لحظه می درخشید

شبنم از آیینه ی برگ

تا ظهر آن روز

روی برگ ها بال می زد  تن من

همرنگ خدا بود

سبز تر از سبز وفا

بی طرح و ریاء بود تن من

اما اکنون ...

به تصویر می سوزد این دل من 

شعر و عکس : مرتضی قضائی   

a8d5d407y1er68i3g1ei.jpg

|+| نوشته شده در پنج‌شنبه 14 آذر‌ماه سال 1387 ساعت 11:30 ق.ظ توسط | 2 نظر