X
تبلیغات
رایتل
نامه ... اشعار من
یادگار روزهای شیرین

 

در کنار تو با سایه آفتاب ایستادم

 

و روزهای زندگی را

 

با آیینه دل ساخته ام

 

چشم ها را بسته ام

 

حرف ها را به دل پیوسته ام

 

من در این اندیشه بودم

 

که یاد دیروزم افسوس نیست

 

باران مهر توست بر شاخه های تنهائی ام

 

من در این اندیشه بودم

 

که دستم را به دست مهربان تو سپردم

 

و بوسه ام را یادگار روزهای شیرینم ساختم

 

یاد لبخند دیروزت را

 

امید امروزم ساختم

 

من در این اندیشه بودم

 

که شب ها را در خیال تو خفتم

 

و دل را با اشتیاق

 

در چهره ی ماه تو یافتم

 

می بینم که من با تو

 

 به خود پناه برده ام

 

می بینم که روزهای با تو بودن را

 

هر روز پرواز کرده ام

 

 حکایتی نگفته به من می گوید

 

که جای من اینجاست

 

زیر سایه محبت تو

 

می لولد بر دلم عشق

 

توئی آن عشق و منم این روح نیاز

 

توئی آن عشق و منم این روح نیاز

 

شعر : مرتضی قضائی

 

 

|+| نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1387 ساعت 08:29 ق.ظ توسط | 2 نظر