X
تبلیغات
رایتل
نامه ... اشعار من
نامه ای برای تو

نامه ای برای تو

 

 

این ترانه بوی نان نمی دهد

 

بوی حرف دیگران نمی دهد

 

 

سفره دلم دوباره باز شد

 

سفره ای که بوی نان نمی دهد

 

 

نامه ای که ساده و صمیمی است

 

بوی شعر و داستان نمی دهد :

 

 

.... باسلام و آرزوی طول عمر

 

که زمانه این زمان نمی دهد

 

 

کاش این زمانه زیر و رو شود

 

روی خوش به ما نشان نمی دهد

 

 

یک وجب زمین برای باغچه

 

یک دیچه آسمان نمی دهد

 

 

وسعتی به قدر جای ما دو تن

 

گر زمین دهد زمان نمی دهد

 

 

فرصتی برای دوست داشتن

 

نوبتی به عاشقان نمی دهد

 

 

هیچ کس برایت از صمیم دل

 

دست دوستی تکان نمی دهد

 

 

هیچ کس به غیر ناسزا تو را

 

هدیه ای به رایگان نمی دهد

 

 

کس زفرط های و هوی گرگ و میش

 

دل به هی هی شبان نمی دهد

 

 

جز دلت که قطره ای است بیکران

 

کس نشان زبیکران نمی دهد

 

 

عشق نام بی نشان است و کس

 

نام دیگری بدان نمی دهد

 

 

جز تو هیچ میزبان مهربان

 

نان و گل به میهمان نمی دهد

 

 

نا امیدم از زمین و از زمان

 

پاسخم نه این ، نه آن ... نمی دهد

 

 

پاره های این دل شکسته را

 

گریه هم دوباره جان نمی دهد

 

 

خواستم که با تو درد و دل کنم

 

گریه ام ولی امان نمی دهد ...

 

 

 

|+| نوشته شده در یکشنبه 28 بهمن‌ماه سال 1386 ساعت 03:24 ب.ظ توسط | 8 نظر