X
تبلیغات
رایتل
نامه ... اشعار من
یا علی بن موسی الرضا

سلام بر تو اى ولى ّ خدا، و اى فرزند ولى ّ خدا .

 

سلام بر تو اى حجّت خدا، و اى فرزند حجّت خدا .

 

سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو اى امام هدایت و اى ریسمان

 

 استوار .

 

آن هنگام که آیینه دل در پس غبار سراى نیستى صفاى خویش

 

 از کف مى‎دهد،

 

آن هنگام که جان تشنه از دورى آبى رو به سستى مى‎رود،

 

آن هنگام که دیده از نگریستن به سراب هستى نماى دنیا خسته مى‎شود،

 

آن هنگام که بال‎هاى روح بلندى خواه انسان از سنگینى

 

اندیشه‎هاى پوچ و وسوسه‎هاى شیطانى توان پرواز را مى‎بازد،

 

و آن هنگام که درد غربت و دورى از نیستان هستى درون این

 

جداى افتاده را مى‎آزارد و نفیر از آن برمى‎آورد ...

 

... یک سلام و یک دیدار آن آیینه را دیگربار مى‎شوید،

 

... جان تشنه را سیراب مى‎کند،

 

... دیده را روشنایى مى‎بخشد،

 

... بال‎هاى ناتوان را توان پریدن باز مى‎دهد

 

... و درد غربت و دورافتادگى را آرام مى‎سازد.

 

این حکایت «زیارت» و رمز و راز «دیدار» است،

 

دیدار با امامى که او را همواره زنده و همیشه امام مى‎دانیم،

 

پاسخ او را ـ اگر که گوش جان را توان شنیدن باشد ـ مى‎شنویم ،

 

... و مرهم درد خویش را در لقاى او مى‎یابیم .

 

ولادت آن حضرت بر شما مبارک باد

 

|+| نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 09:12 ق.ظ توسط | 5 نظر