X
تبلیغات
رایتل
نامه ... اشعار من
دلتنگ

 

همین دقیقه، همین ساعت... آفتاب، درست
کنار حوض، کمی سایه داشت روز نخست
تو کنجِ باغچه، گل‌های سرخ می‌چیدی...
پس از گذشتن یک سال یادم است درست
ببین چگونه برایت هنوز دلتنگ است
کسی که بعدِ تو یک لحظه از تو دست نشست
چه‌قدر نامه نوشتم... دلم پُر است چه‌قدر
امید نیست به این شعرهای ساده‌ی سست
دوباره نامه‌ی من... شهر بی‌وفا شده است
چه خلوت است در این روزها اداره‌ی پست!

شعر از نجمه زارع

 

 

 

|+| نوشته شده در پنج‌شنبه 5 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 12:28 ب.ظ توسط | 1 نظر